تبليغاتX
نیلوفر آبی
حامدو رویا

12 مهرتولد نازنینم مبارک

الهی 100 ساله شی.دوست دارم اندازه بزرگی خدا

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 12:3  توسط رویا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:0  توسط رویا  | 

من حامدو خیلی دوست دارم اونقدر دوسش دارم که حتی یک بار برای اینکه ازم جدا نشه دوروغ بهش گفتم.اما بهم گفت ازم بدش میاد.نمیدونم شاید به خاطر اس ام اس های زیادمه.شایدم به خاطر گریه هاو غصه های شبانه روزم خون دماغ می شم.گاهی دعامی کنم که خدا شاید یه بیماری نا علاج بگیرم و حامد باهام مهربون شه.این وبلاگ رو برای حامدم ساختم هرچند میدونم از این چیزا بدش میاد اما اینکه بعضی حرفامو می زنم راحت می شم.اما حامد از خیلی چیزای دل من بی خبره.این وبلاگ کاملا خصوصیه.ماله من و حامدم.حامدم میرم آزمایشمو بگیرم.میدونم باز میگی حتما اس ام اس نمیدی دوباره کلک می زنم نه؟نه به جون مامانم.از دیروز خیلی خون دماغ شدم.به خاطرت حامدم هرکاری کردموکنکور شرکت کردم که شاید ببینمت اما اگه قبول نشم میرم مشهد شاید انتقالی بگیرم و برم.هر کسی دیگه بود کاره منو میکرد.همیشه توی زندگیت همرو دوست داشته باش.حتی بدترین آدمارو.الهی به حق عزیز زهرا توی همه کارات موفق باشی دعای دل شکسته ها خریدار داره خدا.دوست دارم اندازه ی عظمت و کرم خدا.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:31  توسط رویا  | 

اونم که می خواد بره تنهام بزاره

هر چی که می گم نرو فایده نداره

می خواد دلمو به زانو در بیاره

برای هر چیز یه بهونه می یاره

تا میگم اخه میگه اخه نداره

میگم بیا تا یکی باشیم دوباره

اهسته ، اروم می گه نداره چاره

پیشش می شینم تا بتونه دوباره

گذشته هارو باز به خاطر بیاره

یادش بیارین دل عاشق بیچاره

تو دنیا چیزی نداره جز ستاره

پا میشه می ره منو تنها می زاره

با رفتنش رو دل من پا می زاره

از ابر چشمام بارون غم می باره

طفلی دل من که شده پاره پاره

من بی ستاره همه عمرم تباه

روزای عمرم همه رنگه سیاه

دونه به دونه نفسام بی ستاره

حتی یه ذره رنگ زندگی نداره

بی اون نمی خوام دیگه زنده بمونم

جز اون نمی خوام واسه هیچ کس بخونم

میرم یه گوشه تک و تنها می شینم

شاید بتونم کمی اروم بگیرم

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:35  توسط رویا  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:51  توسط رویا  | 

بگذار با چشمان تو ببينم.........

     بگذار در نگاه تو ذوب شوم.............


بگذار در زير باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برايم از آرزوهايت ترانه بسرائي.......


بگذار به قداست عشقمان کوچک شوم وقتي با تو به پرواز شاپرکهاي کنار برکه ميخنديم.......


بگدار شبها رو به ستاره ها خاطرات شيرينمان را شماره کنم......


بگذار هميشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاک باشي.......


بگذار نگاه مان نه به هوس که به عشق .....آنهم عشقي آسماني در هم گره بخورد......


  بگذار دلم براي تو باشد........


         بگذار دلت.......حالم را بپرسد.......


                     بگذار قلبم براي تو بتپد...........


بگذار آرزوهايم با تو باشد......براي تو......به خاطر تو...........


بگذار خيال کنم دوستم داري و از اين خيال شبها با سپيدي روز با ستاره ها باشم........
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:49  توسط رویا  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:46  توسط رویا  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:44  توسط رویا  | 

 

زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!!

 

 

راست ميگفت :دوست داشتن واقعی تنها مفهوم تعريف نشده بشريت است


و در اين ميان آنچه ميدانم اينست که دوستت دارم . دوست داشتنی متفاوت.

 

 

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:43  توسط رویا  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:41  توسط رویا  | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 19:49  توسط رویا  | 

خدايا شاهد تنهايي ام باش بين غم ها تنها ناجي ام باش پر پرواز من ديريست بسته تو بگشا و در آزادي ام باش اسير موج هاي تند خشمم تو آرام دل دريايي ام باش دل خسته خريداري نداره تو خواهان صفاي ذاتي ام باش در اين آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزاني هم باش

 

نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي

 

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج

 

 

به دريا شكوه بردم از شب دشت، وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت، به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛ سري ميزد به سنگ و باز مي گشت

 

اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی ديگران بکوش

زيرا آن شادی که ما به ديگران می دهيم به دل ما بر می گردد .

(( بتهوون ))

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 21:43  توسط رویا  | 

دلم بدجوری گرفته..هر طرف که نگاه ميکنم تو رو ميبينم.. عطرتو حس ميکنم و صداتو ميشنوم..اما تو هيچ وقت نيستی... ميترسم دستاتو تو دستم بگيرم..ميترسم بلور انگشتاتو بشکنم... می ترسم تو هم مثل من بوی تنهايی و غربت بگيری.. می ترسم اين بغض هزار ساله به تو هم سرايت کنه... من از مرگ نمی ترسم از رفتن تو می ترسم.. می ترسم تو بری و من نميرم! می ترسم بدون تو زنده بمونم دلم گرفته...!! مثل تموم شبهايی که گذشت..!! مثل تموم شبهايی که بدون تو خواهند اومد...!! روزگارم از شبهای بی ستاره تو هم تيره تر شده.. تنها يادت هست که اميدسپيده ای هرگز نيومده رو تو دلم زنده نگه ميداره...ديگه زير بارون خيس نميشم..!! من و ببخش که هنوز ازت پرم ..که هنوز نميتونم ازت دل ببرم.. راستی تا حالا شده اون قدر دلت برای کسی تنگ بشه که با شنيدن اسمش هم بغض گلوتو بگيره؟؟ تا به حال شده اون قدر بخوای برای يه نفر بميری که از زنده بودنت هم خسته بشی؟؟ يا شده دلت بخواد زمين و زمان متوقف بشن تا نگاهی که به تو خيره شده لحظه ای بيشتر باقی بمونه؟؟ميدونی... من عاشقم چون فقط يه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم مخرب تر.. چون هميشه قلبم واسه يه نفر زد (واسه تو)...ميدونی... تو هيچ وقت نتونستی ذهنمو بخونی..اشکمو ببينی.. صدامو نشنيدی..صدايی که خودت خفش کردی.. صدايی که يه روز بهت ميگفت دوست دارم عشق من پاک بود..عشق من با عشقای حالا فرق داشت وقتی ميگفتم دوست دارم با بند بند وجودم ميگفتم.. اما هيچ وقت نفهميدی.. اما بازم ميخوام از تو بنويسم ..ميدونی چرا؟؟ چون اول و اخر لحظه هام تويی... بذار هميشه پريشونت بمونم ميذاری که ؟؟ تو رو خدا اینم ازم نگیر من میمیرم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 13:8  توسط رویا  | 

Click for Full Size View

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 12:59  توسط رویا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:18  توسط رویا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:17  توسط رویا  | 

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.

 

 

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:14  توسط رویا  | 

وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟
چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند

 

آرزو مي کنم:
زندگي مال تو….مرگ مال من
راحتي مال تو….گرفتاري مال من
شادي مال تو…..غم مال من
همه مال تو ولي تو مال من

 

يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه ميره و سنگ مي شه و ميره قاطي سنگ ها اما اونجاهم عاشق يه سنگي مي‌شه

 

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم در

 

عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد

 

 

عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختي، زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندي، کاش روزي آن را برگرداني! من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:12  توسط رویا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:4  توسط رویا  |